تبلیغات


سجایای اخلاقی، خدمات و ویژگیهای شخصی شهید خضر غریبی

اخلاق فردی و احترام به والدین

شهید خضر غریبی، از آنجاییكه در خانواده‌ای مذهبی و در دامان مادری متدین و با تقوا و پدری زحمتكش و مؤمن تربیت یافته بود، خصلتهای حسنة انسانی و اسلامی در رفتارش نمایان بود. او فردی بود راست رو و راستگو و متنفر از دروغگویی و فریبكاری. در دوست‌یابی نیز بسیار دقت می‌كرد كه تا حد امكان با افراد صادق و درست كردار مؤانست و همنشینی داشته باشد. فردی جدی اما در عین حال شوخ طبع بود و در این كار مهارت خاصی داشت. آنچنان طبع نیكویی داشت كه هیچكس از هم صحبتی با او خسته نمی‌شد. به جرأت می‌توان گفت بزرگترین عامل در سازندگی شخصیت عالی او، اهمیت به نماز و قرآن و شعائر دینی بود. او هیچگاه نسبت به نماز بی‌اعتنایی نكرد بلكه علاقمندانه و در اول وقت آن را بجا می‌آورد. او در سن سیزده سالگی به مكتنب خانه نزد غلامحسین افسا رفت و هر چند نتوانست قرآن را ختم نماید اما همان مقداری كه فرا گرفته بود را همواره با اشتیاق بسیار تلاوت می‌نمود. شهید متاثر از اخلاق والای اسلامی‌اش احترام فوق‌العاده‌ای نسبت به پدر و مادرش قائل بود لذا با تمام وجود در خدمت آنان بود و از هیچ گونه كوششی در جهت یاری رساندن به آنها فروگذار نمی‌كرد. او غالباً‌ در تابستانها كارگری می‌كرد و در بیشتر اوقات در آمد خود را به پدرش می‌داد و از این كار لذت می‌برد. والدینش نیز متقابلاً از او قلباً راضی بودند و او را دعا می‌كردند.


اهمیت به اصل امر به معروف و نهی از منكر

شاید به جرأت بتوان گفت كه از خصیصه‌های برجستة شهید غریبی، اهمیت فوق‌العاده‌اش به اصل بنیادین امر به معروف و نهی از منكر بود. او هرگز در برابر مفاسد و نابسامانیهای اخلاقی بی‌تفاوت و ساكت نبود و در صورت مشاهده اعمال و رفتار خلاف شؤون اسلامی از سوی هركسی كه بود، واكنش نشان می‌داد و نهی از منكر می‌نمود. در زمان تحصیل، از آنجاییكه معلمین زن غالباً‌ بدون حجاب سركلاس حاضر می‌شدند، تحمل این وضع برای شهید خضر بسیار ثقیل بود لذا حتی به معلمش نیز تذكر می‌داد و از او می‌خواست تا به عنوان یك ایرانی مسلمان، حجاب پسندیدة اسلامی را مراعات نماید اما وقتی كه دید نمی‌تواند اصلاح این وضع تاثیری داشته باشد، دل از تحصیل برید و از حضور در مدرسه منصرف شد.


همكاری در ساخت مسجد روستا

شهید خضر همراه با برادر شهید، تلاش چشمگیری از جهت ساخت مسجد امام سجاد(ع) روستای عربی از خود نشان دادند آنها تا آخرین مراحل ساخت مسجد، به عنوان كارگر به صورت رایگان زرحمات زیادی متحمل شدند و با همكاری هم، به مباركی اتمام كار ساخت مسجد، اقدام به خرید یك راس بز نر(پازن) نمودند و آن را در كنار شالودة مسجد ذبح كردند. لازم به ذكر است كه شهید علی رضایی نیز در كار ساخت مسجد نقش بسیار مهمی داشت.

حضور شهید غریبی به عنوان یك جوان مؤمن و انقلاب، با تمام وجود در خدمت اسلام و انقلاب اسلامی بود از این رو هر جا كه حضور خود را جهت اثبات وفاداریش به نظام مقدس اسلامی لازم می‌دید، بی‌درنگ حاضر می‌شد. او در طی مدت كوتاهی كه از زمان پیروزی انقلاب تا زمان شهادت در قید حیات بود، فعالانه در همة برنامه انقلابی نظیر راهپیمایی‌ها و انتخابات، بزرگداشتها و غیره شركت كرد و در جهت پررنگ و با شكوه برگزار شدن آن برنامه با تمام توان، كوشش نمود.

علاوه بر این شهید غریبی نوجوانی بود عاشق و دلسوختة اهل بیت (ع) و در تمام مناسبتهای عزا و شادی آنان با عشق و شور وصف ناپذیری شركت می‌كرد.



بر بال خاطرات

1- مادرش می‌گوید:« در روزی كه می‌خواست به جبهه اعزام شود، پیش من آمد و عكس خودش را كه در قاب گرفته بود، به من نشان داد. گفت : من این عكس در بوشهر گرفته و آن را بزرگ كرده و در قاب گرفته‌ام والان به دست تو می‌دهم. مادر جان! تو پس از من هر روز به این عكس نگاه می‌كنی و در فراق من گریه می‌كند» من گفتم مگر هر كسی كه به جبهه رفت، شهید می‌شود؟ تا خدا نخواهد هیچكس توفیق شهادت پیدا نمی‌كند. تو هم اتفاقاً بار اول است كه به جبهه می‌رود و باید چندین بار به جبهه بروی تا شاید خدا توفیق شهادت نصیب نماید» اما شهید باز هم گفت نه مادر، این عكس من پیش توست و بعد از من، همواره با نگاه به آن در رثای من گریه می‌كنی».

2- مادرش می‌گوید: خضر چند روز قبل از اعزام به جبهه یك روز خضر به من گفت «مادر! راستی می‌دانی كه امسال دیگر من نیستم تا رطب بخورم» من به او گفتم: «انشا‌ءا... به زودی با سلامتی از جبهه برمی‌گردی و امسال هم به امید خدا رطب می‌خوری».

فرزندم خضر به غاپ نخل بسیار علاقه داشت. چند روز پس از اعزام خضر به جبهه، نخل كوچكی را كه در پای نخل بزرگتری روئیده بود، بریدم و غاپ آن را جدا كردم. من بهترین نوع غاپ آن را در یخچال گذاشتم تا خضر برگردد و به او بدهم تا بخورد. این انتظار بسیار طول كشید و غاپها در یخچال ماند ولی خضر دیگر هرگز بازنگشت».