تبلیغات


سجایای اخلاقی، خدمات و ویژگیهای شخصی شهید علی رضایی

اخلاق فردی

شهید علی رضایی، به شهادت خانواده و دوستانش، فردی بود با وقار و متین و در عین حال دارای خلقی نرم و مهربانانه. در خانواده هرگز اخم و نمی‌كرد و با برادران و خواهران، رفتاری شایسته و مؤدّبانه داشت و به شخصیّت انسانی آنان، بسیار احترام قائل بود. در كارها بسیار جدّی بود اما در همانحال فردی بود شوخ طبع و با مودت. رفتارش چنان بود كه همواره كسی از او رنجیده خاطر نمی‌گشت چرا كه همیشه ملایم و نرم‌خو بود و از همین‌رو جاذبة زیادی داشت و اهل خانواده و دوستانش، قلباً او را دوست داشتند.


بسیار مردمدار بود. با مردم بسیار معاشرت می‌كرد و با آنان صمیمی بود. بارها و بارها جهت درس خواندن به منزل دوستانش می‌رفت و با علاقة وافری كه به تحصیل داشت، نزد آن مطالعه می‌نمود و در این راه هم دوستان خود را كمك می‌كرد و هم از آنان كمك می‌گرفت. در اصلاح ذات‌بین، بسیار كوشا و راغب بود و در رفع اختلافاتی كه احیاناً‌ میان برخی دوستان و هم‌محله‌ای‌هایش، رخ می‌داد، نقش به سزایی را ایفا می‌كرد. در جمع، بسیار گشاده‌رو بود و احدی را مسخره نمی‌كرد. به صلة رحم، اهمّیت فوق‌العادّه‌ای قائل بود و به منزل خویشان، اقربا، دوستان و بخصوص خواهر بزرگتر از خودش زیاد رفت و آمد می‌كرد و با آنان بسیار مأنوس بود. فردی مورد اعتماد همه و امانت‌دار بود و به همین لحاظ، مردم احترام خاصی به او قائل بودند. در زندگی شخصی خود، فردی بسیار منظّم بود و كارهای خود را هیچ گاه عقب نمی‌انداخت و به آراستگی ظاهری خود بسیار رسیدگی می‌كرد. فردی ساده زیست بود و اعتنایی به آرایه‌های رنگارنگ زندگی مادی نداشت.


ارتباط شهید با نماز و دعا و قرآن

شهید، تحت تأثیر ارتباط مستمرّی كه با معنویات داشت، به خصایص اخلاقیِ ارزنده‌ای نایل شده بود. نماز را از كودكی و در سنین بین 6 تا 7 سالگی از مادرش فراگرفته بود. بعدها كه بزرگ شد و به مدرسه رفت، نماز را بهتر یاد گرفت و با معانی و مفاهیم نماز آشنایی بیشتری یافت. همواره نماز را اول وقت و در مسجد می‌خواند و خلوص نیت و حضور قلب بالایی داشت. نماز را قلباً‌ دوست می‌داشت و این موضوع، در رفتارش به عینه هویدا بود. در زمان تحصیل در مدرسه، ده دقیقه پیش از اذان ظهر، نوار قرآن روشن می‌كرد و قبل از فرارسیدن وقت نماز، فرش‌ها را جهت برپایی این فریضة جان نواز الهی، پهن می‌نمود و زمینه را جهت اقامة نماز برای سایرین نیز فراهم می‌ساخت. او مؤذن روستا بود و همواره در مسجد امام سجاد(ع) روستا با لحنی دلنشین و صوتی زیبا اذان می‌گفت. نماز یكی از موضوعات امر به معروف و نهی از منكر توسط آن شهید بود به طوریكه در صورت مشاهدة كاهلی دربارة نماز از سوی برخی از دوستان و یا برخی از اعضای خانواده، با حسّاسیت زیاد و در عین حال اكثراً‌ با روش‌های غیر مستقیم و بیشتر با روش عملی، نسبت به این موضوع، عكس العمل نشان می‌داد.  او قرآن را نیز در سن چهارده سالگی نزد جناب آقای غلامحسین افسا ختم كرده بود. تلاوت قرآن از برنامه‌های روزانه و دائمی او بود و هر روز صبح، مقداری از قرآن را تلاوت می‌كرد حتی در ایام حضور در جبهه نیز، این عادت مبارك از او ترك نشد. با صدای جذّاب و زیبایی كه داشت، قرآن را در محافل و مجالس و مساجد تلاوت می‌كرد. مدتی در روستا، كلاس آموزش قرآن دائر كرده بود و از این طریق، آیات نورانی این كتاب الهی را به دیگران نیز فرا می‌داد. كار او در این زمینه، مصداق این حدیث شریف نبوی بود كه : «خَیْرُكُمْ مَنْ تَعَلَّمَ الْقُرْآنَ وَ عَلَّمَهُ» یعنی بهترین شما كسی  است كه قرآن را بیاموزد و بیاموزاند.


شهید رضایی، در تمامی مراسمات دعا و نماز جمعه و جماعات حضور فعّال و قابل توجّهی داشت. او نخستین كسی بود كه پس از تأسیس مسجد امام سجاد(ع) در روستا، مراسم دعاهای توسّل و كمیل و زیارت عاشورا را در این مسجد دائر كرد و خود در تمامی مراسمات دعا حاضر بود و همواره با صوت حزین و دوست داشتنی، در خواندن دعا نقش برجسته‌ای داشت. علاوه بر این او مداح اهل بیت(ع) نیز بود و در ماههای محرّم و صفر، با سوز دل برای مصائب اهلبیت(ع)، عزاداری می‌كرد.


خدمات فرهنگی و اجتماعی شهید

شهید علی رضایی در طی زندگی كوتاه اما پربركت خود بخصوص ایام حضور در روستا، خدمات شایان و بعضاً‌ ماندگاری را برای روستا انجام داد. او از انجام هر خدمتی كه برای عامّة مردم روستا منفعتی داشته باشد، دریغ نمی‌كرد. از آنجاییكه خوش‌خط بود و دست بقلم خوبی داشت، مردم همواره جهت نوشتن نامه، سند و غیره به او مراجعه می‌كردند و او با رویی گشاده، پذیرای آنان بود.


از مهمترین خدمات شهید، همكاری چشمگیر و مؤثر در ساخت مسجد امام سجاد(ع) روستا در سال1360 بود. او علاوه بر اینكه به عنوان یك كارگر در ساخت مسجد كمك می‌كرد، در جمع‌آوری كمكهای نقدی نیز فعّالیتهای زیادی را انجام داد و موفّق شد مبلغ خوبی را در این زمینه از افراد خَیِّر جمع آوری و در ساخت مسجد، هزینه نماید. لازم به ذكر است شهیدان غریبی (اسفندیار و خضر) و شهید غلامعلی معصومی نیز در كار ساخت مسجد بسیار زحمت كشیدند.


تأسیس گروه مقاومت شهید غریبی همراه با مرحوم حسین معصومی، از دیگر خدمات برجستة شهید رضایی است. او همچنین از اعضای اصلی و از بنیانگذاران كتابخانه و انجمن اسلامی روستا بود و از این طریق، خدمات فرهنگی بسیاری را انجام داد. در مراسمات انقلابی و برپایی راهپیمایی‌ها بخصوص در ایام ا... دهة مبارك فجر، بسیار فعّال بود و حضوری پویا و چشمگیر داشت. شهید، عضو گروه تئاتر روستا نیز بود و در مراسمات سالگرد پیروزی انقلاب، در تئاتر بازی می‌كرد. به خانوادة شهدا احترام ویژه‌ای قائل بود و در خدمت به آنان و رفع مشكلاتشان از هیچ تلاشی فروگذاری نمی‌كرد.


شهید رضایی، در مراسمات تدفین اموات نیز حضور مؤثّری داشت و كمك شایانی در جهت كفن و دفن آنان می‌نمود و در برپایی مراسمات ختم اموات، با خانوادة بازماندگان، همكاری زیادی داشت.


تأثیر شخصیّت الهی امام (ره) و وقوع انقلاب اسلامی بر شهید

شهید، به امام راحل عظیم الشان (ره) ارادت ویژه‌ای می‌ورزید او همیشه پیامها و سخنرانیهای حضرت امام را از طریق رادیو و تلویزیون می‌شنید و با تمام وجود در جهت تأمین منویّات آن روح بزرگ خدا، اهتمام می‌ورزید. مشی و منش نظری و عملی امام (ره)، بزرگترین تأثیر را در زندگی او گذاشته بود چنانكه سمت و سوی كلی زندگی خود را متناسب با خواستهای الهی امام امت (رض) تنظیم كرده بود. از اصلی‌ترین معیارهای او در طرح دوستی با افراد و در معاشرت با آنان، علاوه بر مسائلی نظیر دیانت، صداقت، رازداری و پایبندی به اصول اخلاقی، وفاداری به انقلاب و امام بود و اگر كسی به هر دلیل میانه درستی با انقلاب و آرمانهای بلند امام امّت(ع) نداشت، او را از جرگة دوستان خود خارج می‌كرد و كلاً نفرت خاصّی از مخالفین انقلاب داشت.


او دربارة انقلاب می‌گفت :« انقلاب اسلامی نوری است از جانب خداوند كه هر كس توانایی دیدن این نور را ندارد.» آری او با قلبی پاك و خالص شدة از پلیدیها و پلشتیهای نفسانی، نور الهی انقلاب اسلامی این هدیة غیبی را تا اعمال جان درك می‌كرد و لذا جان خود را در راه به ثمر نشستن همة آرمانهای مقدّس این انقلاب، در طبق اخلاص نهاده بود. او آنچنان به امام(ره) ارادت داشت كه همواره این جملة مشهور، ورد زبانش بود: «بی عشق خمینی، نتوان عاشق مهدی شد». بعد از توفیق خدا، روحانیّت را پایه و اساس انقلاب می‌دانست و به شخصیتهای برجستة انقلاب، به اعتبار پایبندی آنها به اسلام و وفاداری‌شان به امام(ره) علاقمند بود و كتب آنان را مطالعه می‌كرد. كتابهای «فریادهای شهید مطهری بر تحریفهای عاشورا» از متفكر شهید استاد مطهری، بانكداری اسلامی از شهید مظلوم دكتر بهشتی و داستانهای شگفت از شهید آیه ا... دستغیب را با علاقمندی زیاد، مطالعه كرده بود. علاوه بر این كتب، او مطالعة نهج البلاغه را در برنامه زندگی خود به صورت عادت درآورده و با این كتاب شریف كه به حق منشور هدایت انسانها به سوی وادی سعادت است، بسیار مأنوس بود.


جبهه و جنگ از دیدگاه شهید

شهید رضایی، جبهه را بزرگترین دانشگاه انسان سازی می‌دانست. تمایل او به حضور در جبهه، منبعث از عوامل متعددی بود. مهمترین آنها، نظرات امام امت (ره) در این زمینه بود كه در قالب سخنرانیها و پیامهای مختلف بیان می‌شود. شهید این پیامها و سخنرانیها را به دقت تحلیل می‌كرد و دیدگاه فكری‌اش دربارة جبهه و جنگ را غالباً تحت تأثیر این سخنرانیها و پیامهای گرانمایه، و در عین حال با آزاد اندیشی و بصیرت كامل، طرح‌ریزی نمود.


علاوه بر این پیروی از مكتب سرخ حسینی نیز تاثیر به سزایی در حضور آگاهانه او در میدان نبرد گذاشته بود. او در یكی از وصیتنامه‌هایش می‌گوید: «اگر دین خدا، دین محمد(ص) و دین خمینی(ره)، با ریختن خون من آبیاری می‌شود، پس ای خمپاره‌ها و ای گلوله‌های آتشین، این من و جان مرا دریابید..» این سخن او به تاسی از آقا و مولایش سیدالشهدا (ع) است كه در مورد ضرورت حفظ دین فرموده است: «ان كان دین محمد لم یستقیم الا بقتلی فیا سوف خذینی» یعنی اگر دین جدم محمد(ص) جز با كشته شدن من، پایداری نمی‌یابد، پس ای شمشیرها مرا در برگیرید». شهید رضایی در فراز دیگری از وصیتنامة خود می‌گوید: «دست از امام و روحانیت مبارز و سپاه پاسداران و ارتشیان قهرمان و متعهد برندارید و پیرو راستین خط امام خمینی (ره) باشید» آن شهید بزرگوار علاوه بر عشق باطنی خود جهت دفاع و پاسداری از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن، اهتمام ویژه‌ای داشت كه این علاقه و عشق و شور مقدس را به سایرین نیز منتقل نماید. لذا در این زمینه دست به اقدامات مختلفی می‌زد كه از آنجمله می‌توان به مناظره با افراد، تبلیغ و تشویق مردم جهت اعزام به جبهه و شعارنویسی می‌توان اشاره كرد. شعارهایی كه ایشان در زمینه موضوعات مرتبط با دفاع مقدس به روی دیوارها نوشته‌ هنوز نیز باقی است كه برخی از آن عبارتند از : آمریكا هیچ غلطی نمی‌تواند بكند. «ای كاش من یك پاسدار بودم»، «مساله اصلی جنگ است» و غیره. جالب این است كه او با پول خود رنگ تهیه می‌كرد و بر دیوارها شعارهای انقلابی می‌نوشت.


به هر حال با بصیرت و آگاهی كاملی كه از حقیقت جهاد در اسلام داشت با تمام وجود به حضور در جبهه‌ها مبادرت كرد و برای اولین بار در حالی كه فقط شانزده سال داشت راهی جبهه شد و پس از آن نیز به كرات در جبهه‌های مختلف حضور یافت و در زمان انجام خدمت مقدس سربازی نیز اكثراً ‌در جبهه‌ها حاضر بود.

بر بال خاطرات


خاطره‌ای از زبان خود شهید علی رضایی

سال 1363 بود. تازه صبح شده بود. به همراه تنی چند از همرزمانم در سنگر نشسته و در فكر فرو رفته بودم. ناگهان كبوتر سفیدی، رشتة افكارم را پاره كرد. آن كبوتر كنار گونیهای سنگر نشسته بود. بی‌اختیار بلند شدم و همرزمانم نیز جملگی بلند شدند. با هم به طرف كبوتر رفتیم. فكر كردیم شاید تشنه باشد. آن كبوتر بلند شد و حدود دو متر آن طرف‌تر نشست. باز به طرفش حركت كردیم تا او را بهتر ببینیم. مجدداً‌ نیم پرواز كرد و حدود پنج متر دورتر نشست. دیگر كاملاً‌ از سنگر خارج شده و از آن فاصله گرفته بودیم. من كماكان به طرف كبوتر رفتم اما او دیگر از جایش حركت نكرد. می‌خواستم مقداری آب را از داخل قمقمه بیرون آورم و درون ظرفی بریزم و جلوی آن كبوتر بگذارم. در همین افكار بودم كه ناگهان صدای خمپارة 120 همگی را متوجه خود كرد. به ناگاه دراز كشیدیم. به محض دراز كشیدن، صدای انفجار گلوله در تمام منطقه پیچید. بعد از لحظه‌ای بلند شدیم دیدم گلوله دقیقاً‌ وسط سنگر اصابت كرده و آن را به كلی منهدم كرده است. پس از مدتی كه تا حدودی از قضیه انفجار گلوله خمپاره و انهدام سنگر ذهنمان فارغ شده بود تازه به یاد كبوتر افتادیم كه ما از داخل سنگر به بیرون كشانده بود. اما دیگر هر چه گشتیم، كبوتری را نیافتیم! در این هنگام، بیشتر به فكر فرو رفتم و با خدایم نجوا كردم. گفتم خدایا تو چقدر بزرگی؛ چرا شهادت را نصیبم نساختی. به هر حال با مشاهده‌ این صحنه به حقیقت دریافتم كه نیل به فیض شهادت مستلزم شمول توفیق است كه من در آن حادثه، از آن بهره‌مند نشدم و فهمیدم كه خدا آن كبوتر را فرستاد تا جان ما را از خطر حتمی نجات دهد.                                                    راوی : برادر شهید







برای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید